نزدیک شدن به جشن تولد یکسالگی، معمولاً با هیجان زیادی برای خانوادهها همراه است؛ اما برای بسیاری از والدین، این دوران با یک چالش غیرمنتظره روبهرو میشود: نوزادی که پیش از این آرام بود، ناگهان کلا
سنین ۳ تا ۶ سالگی دورهای طلایی و در عین حال پرچالش در رشد کودک است؛ دورهای که کودکان از یک سو به دنبال اثبات استقلال فردی و ابراز وجود هستند و از سوی دیگر، هنوز مهارتهای کلامی و خودتنظیمی هیجانی
جمعنکردن اسباببازیها، مقاومت در برابر مسواک زدن، دویدن در راهروی مهدکودک و پشت گوش انداختن دستورات؛ اینها صحنههایی آشنا برای تمامی والدین و مربیان کودکان سنین مهدکودک و پیشدبستانی (۳ تا ۶ سال
یکی از پرتکرارترین چالشهای فرزندپروری در خانوادههایی با بیش از یک فرزند، کشمکشها، جیغودادها و دعواهای مداوم میان فرزندان بر سر یک اسباببازی، صندلی ماشین، یا جلب توجه پدر و مادر است.
خشم در کودکان پیشدبستانی (حدود ۳ تا ۶ سال) یک هیجان طبیعی است، اما پرخاشگری (زدن، هلدادن، پرتکردن اشیا، گاز گرفتن، شکستن وسایل، ناسزا/جیغ) رفتاری آموختنی و قابلاصلاح
«تا همین پارسال بدون اجازه آب هم نمیخورد، اما حالا چالشهای خطرناک اینترنتی را امتحان میکند»، «دستورات خانه و مدرسه را نادیده میگیرد و انگار از زیر پا گذاشتن قوانین لذت میبرد!».
بسیاری از والدین وقتی متوجه دروغ فرزندشان میشوند، احساس شکست یا خشم میکنند. اما در روانشناسی رشد، اولین دروغها به معنای رشد «تئوری ذهن» (Theory of Mind) است.