اتاق شیردوشی بیمارستان، سرنگهای میلیمتری، لولههای باریک سیلیکونی که از بینی نوزاد به معده کوچکش کشیده شدهاند و مادری خسته که قطرههای شفاف آغوز را با اشک چشم در ظرف شیشهای جمعآوری میکند؛ این
صدای بوقهای ممتد مانیتورهای بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU)، سیمها و لولههای متعددی که به پیکر ظریف و چندصد گرمی نوزاد متصل است، و دیوارههای شیشهای انکوباتور که مانند سدی نفوذناپذیر میان دس
«فقط یک گاز کوچک به این کلم بروکلی بزن!»؛ جملهای آشنا که هر روز در هزاران خانه تکرار میشود و در نهایت با قفل شدن دهان کودک، برگرداندن سر، گریه یا حتی پرت شدن بشقاب به روی زمین خاتمه مییابد.
جشن تولد یکسالگی کودک، علاوه بر شادی و ثبت خاطرات شیرین، نقطهٔ عطفی بزرگ در برنامهٔ تغذیهٔ اوست.
صبح یک روز کاری شلوغ است؛ در حالی که تلاش میکنید کیف مهدکودک فرزندتان را ببندید، ناگهان در یخچال را باز میکنید و با این سوأل تکراری و کلافهکننده مواجه میشوید: «امروز چه میانوعدهای برایش بگذار
دوران نوپایی (۱ تا ۳ سالگی) یکی از پرتکاپوترین و حساسترین مراحل رشد انسان است.
بشقاب پر از خوراک سبزیجات را با دقت و عشق تهیه کردهاید؛ اما به محض قرار گرفتن آن جلوی کودک ۲ سالهتان، او با یک نگاه، بینیاش را چین میدهد، سرش را برمیگرداند، بشقاب را هل میدهد و با صدای بلند ف
لحظهای را تصور کنید که کودک نوپای ۱۵ ماههتان، در میان بازی و خندههای کودکانه، ناگهان دستش را به سمت یقهٔ لباس شما میبرد، آن را پایین میکشد و با لحنی قاطع یا بیقراری خواستار شیر میشود.
قاشق پر از پوره را به سمت دهان نوزاد میبرید، اما او سرش را برمیگرداند، دستش را جلو میآورد و سعی میکند محتویات کاسه یا تکهای از نان روی میز را با انگشتان کوچکش چنگ بزند.